جهان تا جهان نقش و صورت گرفت کدامست از این نقشها آن ما

چنین گفت جبران خلیل جبران

دانشمندی یکی را گفت چرا تحصیل علم نمی کنی؟

آن شخص گفت: آنچه خلاصه علم است به دست آورده ام. دانشمند از او پرسید: که خلاصه علم چیست؟
گفت: پنج چیز است:
اول: آنکه تا راست به اتمام نرسد، دروغ نگویم.
دوم: آنکه تا حلال منتهی نشود، دست به حرام دراز نکنم.
سوم: آنکه تا از تفتیش نفس خود فارغ نشدم، به جستجوی عیب مردم نپردازم.
چهارم: آنکه تا خزانه رزق خداوند به آخر نرسد، به در هیچ مخلوق اِلتِجا نبرم.
پنجم: آنکه تا قدم در بهشت ننهم، از کید شیطان و از غرور نفس نافرمان، غافل نباشم.
×××××××
در زمان های پیش مردی به صلیب کشیده شد، زیرا که بسیار دوست می داشت و بسیار دوست داشته می شد.
بسیار متعجب خواهید شد اگر به شما بگویم که او را دیروز سه بار ملاقات کردم: اولین بار، به پلیسی التماس می کرد تا فاحشه ای را به زندان نبرد. دومین بار، با ولگردی میگساری می کرد. و سومین بار، با تاجرین معابد در نزاع بود

 

+نوشته شده در ۱۳۸٧/٩/٤ساعت٥:۳٤ ‎ب.ظتوسط Aragorn | نظرات ()